تبلیغات 


یك روز كه برای خرید به بازار رفتم جمعی را دیدم كه در مورد هدایت یك مرد صحبت می كردند كه به وسیله یك مورچه در سوره نمل ایمان آورده بود. برایم خیلی عجیب بودرفتم داخل مسجد یك تفسیر آوردم خیلی توجه كردم چند باری تفسیر سوره نمل را خواندم ولی چیزی دست گیرم نشد، دوباره برگشتم داخل شهر اصلا یادم رفته بود برای خرید به بازار آمده ام، دنبال مرد گشتم ولی پیدایش نكردم روز بعد برگشتم همان جا، مرد را دیدم گفتم:ببخشید آقا به یاد دارید دیروز همین جا در مورد هدایت یك مرد به وسیله یك مورچه صحبت میكردید گفت خوب كه چی؟ گفتم: من در سوره نمل چیزی برای هدایت پیدا نكردم، گفت:بیا دنبالم برویم داخل حجره من، با هم رفتیم یك تفسیر از داخل كتابخانه اش در آورد اسمش تفسیر«فی الضلال» بود،جمله ای كه من هزار بار خوانده بودم این كه یكی از مورچه ها گفت مواظب باشید افراد سلیمان شما را له نكنند و شما را نشكنند را برایم خواند گفتم خوب كه چی؟ گفت: یك دانشمند یهودی وقتی این آیه را خوانده رفته سراغ مورچه ها و دیده واقعا مورچه ها یك موجود شكننده هستند همان جا ایمان آورده و به درستی قرآن شهادت داده،همان جا اشك در چشمانم حلقه بست گفتم: سبب هدایت یك مرد یك مورچه باشد! از آن روز به بعد ایمانم قوی تر از هر روز می شد با خود گفتم كسی كه نماز خواندنش و قرآن خواندنش سالی یك بار بود وحالا از مسجد بر نمی گردد سبب هدایتش چیه؟
گروه فرهنگی قدوس
مردی صبح زود بلند شد،تا برای عبادت به محل همیشگی برود.لباس پوشید وراهی شد.اما در راه،زمین خوردولباسهایش كثیف شد.بلند شد،خودش را تمیز كرد وبه خانه برگشت.لباسهایش را عوض كرد ودوباره راهی شد.اما باز هم در همان نقطه زمین خورد!دوباره به خانه برگشت. لباسهایش راعوض كرد وبرای بارسوم راهی شد.این بار شخصی درحالی كه چراغی دردست داشت به سوی او امد وگفت: من دیدم كه در مسیرعبادتگاه دوبار به زمین افتادی؛ چراغ آورده ام تاراهت را روشن كنم.مرد از او بسیار تشكر كرد وهر دو به راه ادامه دادند.
وقتی به عبادتگاه رسیدند،مرد اول ازشخص چراغ به دست در خواست كرد تا اوداخل شود،اما با خودداری او روبرو شد! درخواستش راتكرار كردوباز هم همان جواب را شنید. باتعجب دلیلش راپرسید. آن شخص پاسخ داد: من شیطان هستم،من تو را دراه رفتن به عبادتگاه دیدم، باعث زمین خوردن توشدم تا شاید از رفتن پشیمان شوی.اما وقتی بار اول به خانه رفتی، خودت راتمیز كردی ودوباره برگشتی، خداوند همه گناهانت رابخشید،من برای بار دوم هم باعث زمین خوردنت شدم، امااین بار هم باعث نشد كه در خانه بمانی، بلكه باعجله بیشتری به راه برگشتی. در عوض، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید،من ترسیدم كه اگر یك بار دیگر باعث زمین خوردت بشوم، خدا گناهان افراد دهكده ات را ببخشد. لذا این بار به سالم رسیدنت كمك كردم. پس كار نیكی كه قصد آنجا ان را دارید به تعویق نیندازید زیرا نمیدانید اجرو پاداشی كه به خاطر این تلاش ودر نتیجه سختی هایی كه در این راه می كشید چه خواهد بود. انجام كارهای خیر می تواند بلاهایی را از شما دور كند، وانجام ندادن آنچه نباید انجام داد، در های رحمت را به روی شما و خانواده یتان خواهد بست.
گروه فرهنگی قدوس


در متهم کردن دیگران عجله نکنیم!!!
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده، به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش سادهاى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو:
ابتدا در فاصله ۴ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد.
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خودِ او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: خانم شام چى داریم؟ جوابى نشنید.
بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: خانم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد.
باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: خانم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید.
باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سؤالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد.
این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت:
خانم شام چى داریم؟
زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم: خوراک مرغ!
نتیجه اخلاقی:
مشکل ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد و شاید در خود ما باشد.
.
((اشو))زندگی راچون نیلوفرآبی می داند ومی سراید
زندگی رابه تمامی زندگی کن.
دردنیازندگی کن بی آنکه جزیی ازآن باشی
همچون نیلوفری باش درآب،
زندگی درآب،بدون تماس باآب!
زندگی به موسیقی نزدیک تراست تابه ریاضیات.
ریاضیات وابسته به ذهن اند
وزندگی درضربان قلبت ابرازوجودمی کند!
سپس ادامه می دهد:
زندگی سخت ساده است!
خطرکن!
واردبازی شو!
چه چیزی ازدست می دهی؟
بادستهای تهی آمده ایم،
وبادستهای تهی خواهیم رفت،
نه،چیزی نیست که ازدست بدهیم،
فرصتی بسیارکوتاه به ماداده اند،
تاسرزنده باشیم،
تاترانه ای زیبابخوانیم،
وفرصت به پایان خواهد رسید.
آری،این گونه است که هرلحظه غنیمتی است!
سپس درپایان زندگی می سراید:
مرگ تنهابرای کسانی زیباست که،
زیبازندگی کرده اند!
اززندگی نهراسیده اند!
شهامت زندگی کردن راداشته اند!
کسانی که عشق ورزیده اند،
دست افشانده اند،
وزندگی راجشن گرفته اند!
پس:
هرلحظه رابه گونه ای زندگی کن،
که گویی واپسین لحظه است.
وکسی چه می داند؟
شایدآخرین لحظه باشد!
نعمتهای خود را بشمار
1-هنگامی که در می یابیم که چقدر بارزش هستیم وچقدر به خودت علاقه مندی جلوه های لبخند عوض میشود
2- امروز هر روز بهتر ازآنچه در اطرافت دریافت میکنی به اطراف پراکنده کن هنگامی که راز انجام دادن کاری
که به نظر خارج از توان میرسد را دریابی موفقیت وپیروزی که در نیمه راه است به سمت تو آغوش میگشاید.
خودت را در هر کاری که انجام میدهی با ارزش وقابل بدان ، توانایی خودت را در فراتر رفتن در هر چیزی
آزمایش کن واز پاداش لذت ببر وبدان تو استحقاق آن را داری.
3- هرگاه مرتکب اشتباه می شوی ویا زندگی تورا به زانو در می آورد زیادبه آن فکر نکن، اشتباه راهی است که
زندگی برای آموختن به تو طی میکند.
4-افکار لذت بخش را زیربنای امروزت قرار بده اگر در زندگیت نقصی است. کج خلقی نکن بگذاز بصیرت درونت
در زندگیت جلوه گر شود ولبخند بزن.
5- با اعمالت حرف بزن ، اما مواظب تله های هولناک غرور بی جا وخودبینی باش که می تواند صد راه تو گردد.
6- هرزمان هدیه ای از جانب پروردگارمان است. زمانی که زندگی بر وفق مراد نیست.هرگز نباید به دردها،
موانع ومشکلات سر راه اجازه دهی که نقش ها وبرنامه هایی راکه طرح ریزی کرده ای ازبین ببرند.
7- امروز طوری زندگی کن که گویا آخرین رذوز زندگی توست.شکست های دیروز را فراموش کن ونسبت به مشکلات فردا به توجه باش.
8- هرگز به افراد اجازه نده که همانند باران در استراحت گاه تو فرود آیندو برای تو شکست وافسردگی به ارمغان آورند.
9- بدان که شادمانی راستین دروجود خودت نهفته است ، هرگز در دنیای خارج از خویش به دنبال خورسندی ،آرامش ولذت نباش، به یاد داشته باش که خوشنودی در بخشیدن است.
10- بدان که زندگی دو بار نیست ، وامروز که میگذرد برگشتنی ندارد پس قدر زندگی ولحظه هایت را بدان.
وبلاگنویسان | * نام و نام خانوادگی : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
|
|