تبلیغات
راه اندیشه - سفر به بهشت روی زمین
تاریخ : سه شنبه 23 خرداد 1391 | 08:43 ب.ظ | نویسنده : بشیر بهرامی

« گزیده ای از خاطرات سبزم »


روز شنبه سیزدهم خرداد سال 91 یکی از روزهای گرم بود که من به همراه یکی از دوستان عازم شهرستان سرپل شدم .

شهری که گرمای سوزناک آن با گرمای صحرای عربستان برابری می کند ، حدودای ساعت 11 ظهر بود که آفتاب سوزان شهر سرپل ذهاب تمام بدنم را خیس عرق کرد و از پیشانی ام همچون آبشار خروشان روستای پیران آب به زمین می چکید .

پس از کمی استراحت به پیشنهاد دوستم به طرف ریجاب به راه افتادیم ؛ توی راه به تابلوی سبز رنگی رسیدیم که روش نوشته شده بود : ریجاب 8 کیلومتر ؛ پس از ده دقیقه و عبور از سراشیبی تند چشمانم شاهد درختان سرسبز زیادی شدند که با هوای خنک حالم از همه وقت خوبتر شد آنقدر که فقط خیره شده بودم به نقاشی زیبایی که خداوند کشیده بود ...

همانطور که با ماشین آهسته آهسته حرکت می کردیم و چشمانم فقط و فقط به مناظر زیبا می نگریست چشمم به سر در مدرسه ای افتاد که کلمه ای در آن خیلی برام آشنا بود ؛ شهرک !

آره شهرک ؛ شهرک ریجاب یکی از مناطق خوش آب و هوای ریجاب ، در شهرک ریجاب جویای پرورش ماهی شدیم که برای نهارمان کمی ماهی بخریم ، خوشبختانه با مرد خیلی عزیزی برخورد کردیم که خیلی اصرار داشت ظهر پیشش بمانیم اما چون برنامه ی سفرمان را جوری چیده بودیم که به همه جای ریجاب سربزنیم دیگر نتونستیم در خدمت ایشان بمانیم .

راه را در پیش گرفتیم ، در مسیرمان درختان بسیار زیبایی بودند که همچون سقفی تمام جاد را پوشانده بودند و سایه تمام جاده را در برگرفته بود ..

صدای خوش بلبل و صدای خوش جوی آب که از باغ های اطراف جاده به گوش می رسید مرا فقط و فقط به یاد توصیف هایی می انداخت که از بهشتِ خدا برایم گفته بودند .

قبل از اینکه به جاهای دیدنی ریجاب برویم به اصرار من به یکی از روستاهای ریجاب به نام «بان مزاران» رفتیم ، در آنجا با دوستان زیادی ملاقات کردم علی الخصوص مهدی صالحی یکی از دوستان دوران حفظم که در مرکز حفظ با هم بودیم ..

بعد از دید و بازدید یک ساعته با دوستم به طرف روستای شالان به راه افتادیم و از این روستا به نیت دیدن مسجد عبدالله بن عمر مسیر زیبای آن را پیمودیم مسیری که توصیف آن خیلی سخت است ؛ پس از یک ساعت راه به مسجد زیبای عبدالله بن عمر رسیدیم ، در آنجا نماز ظهر را با نماز عصر قصر و جمع کردیم ..

زیبایی طبیعت ریجاب را نمی توان با زبان توصیف کرد و نمی توان با قلم بر روی کاغذ آورد ، بهشت خداوند تبارک و تعالی خیلی زیباتر از طبیعتی است که ما در دنیا نظاره گر آن هستیم اما متاسفانه برای بدست آوردن آن هیچ تلاشی نمی کنیم ، همه می دانیم که : لیس للانسان الا ما سعی .

گاهاً با خود فکر می کنم و به خود می گویم مگر خدا از ما چه می خواهد جز آنکه مثل آدم زندگی کنیم و زندگی درست و پاکی داشته باشیم ، زندگی آغشته با عشق خدا ، محبت خدا و ایمان به خدا و یقین به اینکه زندگیمان عاقبتی دارد پس برای عاقبت خوب تلاش کنیم ..

در پناه حق ..





طبقه بندی: بخش خودمونی، عناوین دیگر،

  • دانلود فیلم