تبلیغات
راه اندیشه - قدر پدر و مادرتون رو بدونید
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391 | 09:16 ب.ظ | نویسنده : بشیر بهرامی

قدر پدر و مادر تون رو بدونید


قدر پدر و مادر تون رو بدونید


تو ۱۰ سالگی : ” مامان ، بابا عاشقتونم


تو ۱۵ سالگی : ” ولم کنین
تو ۲۰ سالگی : ” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم
تو ۲۵ سالگی : ” باید از این خونه بزنم بیرون
تو ۳۰ سالگی : ” حق با شما بود
تو ۳۵ سالگی : “ میخوام برم خونه پدر و مادرم
تو ۴۰ سالگی : ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم ! ”
تو هفتاد سالگی : ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا
باشن
.
. .
بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم . . .
از اعماق وجودم اعتقاد دارم کههر روز، روز توست  . . .

.

.

.

.
سلامتیه اون پسری که . . .
۱۰سالش بود باباش زد تو
گوشش هیچی نگفت
. . .
۲۰سالش شد باباش زد تو گوشش
هیچی نگفت
. . .
۳۰سالش شد باباش زد تو گوشش
زد زیر گریه
. . .
باباش گفت چرا گریه میکنی ؟
گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید . . .

.

.

.

.
آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن . . .
وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن . . .
وقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن . . .
به سلامتی همه مادرای دنیا . . .

.

.

.

.
پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد
باشند
!

.

.

.

.
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط برای بوسیدن دست
های تو خم می شود مادرم
. . .

.

.

.

.
شرمنده می کند فرزند را ، دعای خیر مادر ، در کنج خانه ی سالمندان . . .

.

.

.

.
خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد . . .

.

.

.

.
به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن ، ولی تو
پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن
!

.

.

.

.
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن ، کوچک و کوچک
تر میشود
. . .
ولی پدر . . .
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند ، خم به ابرو
نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست . فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر
دیگر میتواند بنویسد
. . .
بیایید قدردان باشیم . . .
به سلامتی پدر و مادرها

.

.

.

.
دست پر مهر مادر تنها دستی است که اگر کوتاه از دنیا هم باشد ، از تمام دستها
بلند تر است
. . .

.

.

.

.
پدر و پسر داشتن صحبت میکردن . . .
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو ؟
پسر میگه : من !
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو ؟؟ !
پسر میگه : بازم من شیرم !
پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو !؟
پسر میگه : بابا تو شیری !
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا . . .
به سلامتی هرچی پدره . . .

.

.

.

.
مادر تنها کسی است که میتوان “ دوستت دارم ”هایش را باور کرد ، حتی اگر نگوید . . .

.

.

.

.
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !
مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .

.

.

.

.
اگر ۴ تکه نان خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما ۵نفر باشید ، کسی که اصلا
از مزه آن نان خوشش نمی آید مطمئنا مادر  است
. . .



  • دانلود فیلم