تبلیغات
راه اندیشه - اسلام و جوانان آمریکایی
تاریخ : جمعه 1 دی 1391 | 08:17 ب.ظ | نویسنده : بشیر بهرامی

هر سال حدود بیست هزار نفر در آمریکا مسلمان می شوند. بعضی از آنها به این نتیجه می رسند که باید از تصمیمی که گرفته اند در مقابل خانواده خود دفاع کنند. “رزا مونزو” دختر جوانی است که به تازه گی مسلمان شده است.

بعد از ظهر یک روز جمعه، دختران جوان که بیشترشان حجاب گرفته اند، به طور هم زمان شهادتین را اعلام کردند. یکی از زنان تازه مسلمان، پیشنهاد کرد که “سوما” میزبانی شام برای والدین تازه مسلمانان را بر عهده بگیرد. رزا نیز از هر فرصتی استفاده می کرد تا به مردم اطلاعات کافی درمورد اسلام را بدهد. وی گفت: “کسانی بوده اند که می گفتند چرا باید مسلمان شویم و با فشارهای خانواده چگونه برخورد کنیم؟”

با توجه به تحقیقات کنسولگری آمریکا در مورد ارتباطات اسلامی، هر سال بیست هزار نفر در این کشور به دین اسلام روی می آورند، به علاوه کسانی که در زندان مسلمان می شوند. تعداد تازه مسلمانان زن بیشتر از مردان هستند. “هودان حسن” که با چند تن از این بانوان تازه مسلمان صحبت نموده بیان کرد که آنها به این دلیل به دین اسلام مشرف می شوند چون همکار و یا دوست مسلمان داشته اند. همچنین شروع به مطالعه نموده و اسلام را پیدا کرده اند، و با اصول و عقاید مذهبی که به شکسته نفسی و همبستگی اهمیت می دهد موافق هستند.

سال گذشته، زنان پی در پی از عقاید خود دفاع می کردند، چرا که آنها با مشکلات یاد شده مواجه می شدند. خانواده هایشان را برآن می داشتند تا با تصمیم آنها موافقت نمایند. اسلام اصرار دارد که تازه مسلمانان در کنار خانواده هایشان بمانند و به والدین احترام بگذارند.

وقتی هفته ی قبل “رزا” دین اسلام را پذیرفت، به خانه ی پدریش برگشت و تلوزیون را خاموش کرده و گفت من مسلمان شده ام. مادرش پرسید، پس چه کسی مسیح تو است؟ رزا جواب داد “او پیامبر است، مرد بزرگی که خدا نیست”.

والدین وی مهاجران کلمبیایی هستند که به نیویورک آمده اند. آنها اصلاً فکر نمی کردند که روزی دخترشان حجاب بگیرد. دوست رزا می گوید روزی که او روسری سر کرد احساس آزادی نمود. او در حالی که با دلهره و اضطراب تصمیم خود را درمورد حجاب اعلام نمود به والدینش گفت که “شما دین خود را بر ما تحمیل می کنید”. آنها به رزا گفتند که “مردم برایت تبعیض قائل می شوند و به عنوان شهروند درجه سوم به حساب می آیی”.

وی از یکی از دوستان مسلمانش ترجمه ای از قرآن را به امانت گرفت. او یک کاتولیک بود که دوبار غسل تعمید داده شده بود اما با آن احساس راحتی نمی کرد. او بارها به خاطر سؤالات و پوشیدن لباس بلند در مهمانی ها مورد نکوهش قرار می گرفت. از آن موقع به بعد شروع به مطالعه نمود و دیگر به کلیسا نرفت.

وی تعدادی از زنان مسلمان که با روسری موهای خود را پوشانده بودند را دید. هر جمعه در  کتابخانه با آنها ملاقات می کرد تا اینکه در یکی از این جمعه ها در سپتامبر ۱۹۹۹، رزا به گروه آنان پیوست.

ترجمه: مسعود



  • دانلود فیلم